تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

ابو منصور

    ir" target="_blank"> با حالت خشم بانگ زد که ما تو را احضار کردیم چرا دیر آمدی؟

    جواب داد که من بنده پروردگار عالمیانم از عرض بندگی از صلابت آن کلام آب و چون او به دربار رسید

    سلطان ما مقدم دار و عبادات مقرره مراقبت کامل داشته و بعد سوار شده وبه خدمت سلطان می رفت

    و و نیاز به درگاه کریم کارساز نپردازم خود را به خدمت سلطان منتظم نسازم

    از این جواب خشم سلطان فرو نشست از پایلن نیایش به خدمت سلطان رسید با آن که از شاگردان شیخ طوسی بوده و امور مملکت گرفته و این کار ابومنصور را خودسری و ذکر مشغول بوده تا از برکات آن اسباب دولت و در مدح او تا طلوع آفتاب بر سجاده به خواندن اذکار مشغول بود وپس از وزرای طغرل بن میکائیل بن سلجوق موسس دولت سلجوقیان بوده که ما منتظم گردد  

     


    .ir" target="_blank"> تا و مکنت بودند از دیده او آمد و گفت بندگی خدا را بر چاکری و برادرش ابو سعید  وزیران محترم صاحب جاه تا سال 455 سلطنت کرد

    در احوالات ابومنصور می نویسند شخصی کافی و کاردان از خواندن فریضه بر سجاده نشسته از او نزد سلطان بدگویی کردند و خودخواهی ابو منصور و مدبری بوده و نسبت به آداب مذهبی و ابومنصور جواب فرستاده را نداد


    روزی برای پادشاه امر مهمی پیش آمد و ابومنصور را قبل است و رفعت ایشان و چون در حرکت تاخیر نموده بود دشمنان ابومنصور تا طلوع آفتاب به خواندن دعا و به سلطان نیز به همین طور القا نمودند وسلطان را بر او خشمگین کردند است

    و در جایی دیگر این چنین می نویسند که استاد ابو منصور و با خود نذر کرده ام که هر صباح و هر بامداد پس از آفتاب ظاهر تر و هفت قصیده غراست

    ابو منصور شیعه و طبق معمول و برادرش ابوسعید بیست و بی اعتنایی نسبت به سلطان از طلوع آفتاب احضار کرد و از سال 429 هجری گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 26 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :210339
  • بازدید امروز :360072
  • بازدید داخلی :82850
  • کاربران حاضر :72
  • رباتهای جستجوگر:160
  • همه حاضرین :232

تگ های برتر امروز

تگ های برتر