خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





ابو منصور

     

    ابو منصور از وزرای طغرل بن میکائیل بن سلجوق موسس دولت سلجوقیان بوده که از سال 429 هجری تا سال 455 سلطنت کرد

    در احوالات ابومنصور می نویسند شخصی کافی و کاردان و مدبری بوده و نسبت به آداب مذهبی و عبادات مقرره مراقبت کامل داشته است

    و در جایی دیگر این چنین می نویسند که استاد ابو منصور و برادرش ابو سعید  وزیران محترم صاحب جاه و مکنت بودند و رفعت ایشان از آفتاب ظاهر تر است و در مدح او و برادرش ابوسعید بیست و هفت قصیده غراست

    ابو منصور شیعه و از شاگردان شیخ طوسی بوده و هر بامداد پس از خواندن فریضه بر سجاده نشسته تا طلوع آفتاب به خواندن دعا و ذکر مشغول بوده و بعد سوار شده وبه خدمت سلطان می رفت

    SDC14116.JPG


    روزی برای پادشاه امر مهمی پیش آمد و ابومنصور را قبل از طلوع آفتاب احضار کرد و ابومنصور جواب فرستاده را نداد و طبق معمول تا طلوع آفتاب بر سجاده به خواندن اذکار مشغول بود وپس از پایلن نیایش به خدمت سلطان رسید و چون در حرکت تاخیر نموده بود دشمنان ابومنصور از او نزد سلطان بدگویی کردند و این کار ابومنصور را خودسری و خودخواهی و بی اعتنایی نسبت به سلطان و امور مملکت گرفته و به سلطان نیز به همین طور القا نمودند وسلطان را بر او خشمگین کردند و چون او به دربار رسید

    سلطان با حالت خشم بانگ زد که با آن که ما تو را احضار کردیم چرا دیر آمدی؟

    جواب داد که من بنده پروردگار عالمیانم و با خود نذر کرده ام که هر صباح تا از عرض بندگی و نیاز به درگاه کریم کارساز نپردازم خود را به خدمت سلطان منتظم نسازم

    از این جواب خشم سلطان فرو نشست و از صلابت آن کلام آب از دیده او آمد و گفت بندگی خدا را بر چاکری ما مقدم دار تا از برکات آن اسباب دولت ما منتظم گردد  

     



    این مطلب تا کنون 15 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : سلطان ,ابومنصور ,بوده ,آفتاب ,خدمت ,جواب ,خدمت سلطان ,طلوع آفتاب ,
    ابو منصور

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر